تبلیغات
سوی دیار عاشقان - چزابه
 
سوی دیار عاشقان
شهدا شرمنده ایم که...
جمعه 11 تیر 1395 :: نویسنده : k .a

تنگه چزابه بین تپه های رملی وهور الهویزه قرار دارد این تنگه در 17 كیلومتری شمال غربی شهر بستان و بر سر مسیر مرزی فكه – بستان قرار دارد، این تنگه به علت قرارگیری در بین هور و تپه های رملی یك گلوگاه محسوب شده و به علت قرارگیری  در مسیر دستیابی به شهرهای بستان، سوسنگرد و اهواز از موقعیت استراتژیكی بسیار بالایی برخوردار است. زیرا نیروی مهاجم برای دستیابی به جاده بستان ـ سوسنگرد كه بهترین ونزدیك ترین معبر وصولی به اهواز می باشد. باید از این تنگه عبور كند.

این تنگه یكی از پنج معبر اصلی هجوم ارتش عراق به خوزستان بود. در هجوم 31/6/1359 به این تنگه ، با وجود مقاومت اندك مدافعان آن، ارتش عراق نتوانست موفقیت خود را تا 2/7/1359 در چزابه تثبیت كند ، نیروهای ارتش عراق پس از سه روز درگیری در نوار مرزی، در چهارمین روز (3/7/1359) از تنگه چزابه عبور كرده و به طرف تپه های الله اكبر وبستان پیش آمدند. از آن زمان تنگه چزابه در اختیار دشمن بود تا اینكه در روز 8/9/1360 در جریان عملیات طریق القدس آزاد شد.

در آستانه عملیات فتح المبین در 17/11/1360 نیروهای عراقی با حمله به این تنگه حدود 300 متر در عمق مواضع خودی رخنه كردند. هدف دشمن از این حمله به تاخیر انداختن عملیات فتح المبین بود. در برابر این اقدام دشمن، 18 گردان از نیروهایی كه سپاه پاسداران برای اجرای عملیات فتح المبین آماده كرده بود به تدریج به چزابه اعزام وبا دشمن درگیر شدند، لیكن نه تنها موفقیتی به دست نیامد، بلكه حدود 1000 تن از رزمندگان به شهادت رسیدند.

در تاریخ 1/12/1360 چهار گردان دیگر از سپاه پاسدارن به فرماندهی حسن باقری طی عملیاتی با نام امیر المؤمنین (ع) از منطقه رملی شمال تنگه (تپه نبعه) وارد عمل شده واز پشت به عراقی ها یورش بردند كه با كشته شدن حدود 400 تن از قوای دشمن، آنان را از تنگه دور كردند.

 

 


 

 

در هفدهم بهمن1360 صدام به سربازانش اعلام كرد كه فردا ظهر خواهران شما در بستان برای شما ناهار می‌پزند! (حالا منظور از خواهران چه كسی بود این را نمی‌دانم چون بستان یك منطقه نظامی بود كه دست بچه‌های ما بود.) عراق شب هفدهم بهمن شروع كرد به آتش تهیه ریختن در تنگه چزابه و آتشی كه عراق در این منطقه ریخت واقعاً در آن روز بی‌نظیر بود. چرا می‌گویم بی‌نظیر بود؟ چون آتش‌هایی كه عراق در جاهای دیگر می‌ریخت در منطقه وسیعی بود مثلاً در عملیات والفجر یك عراق در منطقه شرهانی در عرض سه روز حدود یك میلیون و هشتصد هزار گلوله و نهصد و شصت قبضه توپ ریخت كه این آتش هم به نوبه خودش وسیع و شدید بود. یادم است شب‌های آنجا از بس تیر و گلوله شلیك می‌شد، مثل روز برای‌مان روشن بود و توپخانه‌های عراق از یك طرف شروع می‌كردند به زدن. منتها این منطقه منطقه بزرگی بود، اما منطقه تنگه چزابه، یك تنگه‌ای به عرض هشت و نیم كیلومتر و به عمق دو تا سه كیلومتر بود. یك زمانی آدم دستش را می‌گذارد روی رگبار، چهار ـ پنج تا می‌زند و بعد ماشه را رها می‌كند و باز دوباره می‌زند، ولی نیروهای عراق برای این تنگه وحشیانه عمل كردند و دست‌ شان را گذاشته بودند روی رگبار و تا آخرین فشنگ شان را بی‌وقفه می‌زدند و اگر نبود عملیات‌های گسترده‌ای كه بچه‌های ما بعداً در این منطقه داشتند شك نكنید كه ارتش عراق با آن آتش حجیمش در منطقه ماندگار می‌شد و پیشروی می‌كرد.

 

عراق حدود یك هفته با تمام سلاح‌هایی كه در منطقه داشت، این‌طور آتشی به پا كرده بود. یعنی تا 25 بهمن وضع به همین منوال بود، اما نه تنها عراق نتوانست فردا ظهری كه صدام گفته بود ناهار را در بستان بخورد، بلكه تا یك هفته بعد هم همچنان با مقاومت بچه‌های ما این آتش ادامه داشت. عراق بر روی این قضیه یك تبلیغات بسیار وسیعی راه انداخته بود و از تمام این‌ها فیلم گرفته بود. بعداً كه ما فیلمش را دیدیم صحنه‌های جالبی بود. مثلاً كاتیوشاها را نشان می‌داد كه مرتب پر می‌كردند و به قول بچه‌های دیده‌بان شكم شكم خالی می‌كردند! بدون هیچ‌گونه توقفی این كاتیوشاها مدام پر و خالی می‌شدند و جالب اینكه تانك‌های‌شان هم رگبار می‌زدند! وقتی آتش پشت سرمان را نگاه می‌كردیم می‌دیدیم كه درست از یك گوشه آتش می‌ریختند تا سمت دیگر و شخم می‌زدند و دوباره همین كار تكرار می‌شد. جالب اینكه فقط منطقه را نمی‌زدند و آتش‌شان به ارتفاعات الله‌اكبر هم می‌رسید. یعنی تمام این منطقه زیر آتش بود. حالا علت این آتش سنگین چه بود؟ عراق از یك طرف فهمیده بود كه بچه‌های ما دارند در منطقه فتح‌المبین فعالیت می‌كنند و از طرف دیگر چون فكر می‌كردند ایران احتمال دارد 22 بهمن عملیاتی داشته باشد، به همین دلیل آن‌ها آتش خودشان را از 17 بهمن شروع كردند تا جلوی حمله احتمالی ایران را در منطقه فتح‌المبین بگیرند. این‌ها مال هفته اول است، در هفته دوم هم آتش عراق به همان شدت ادامه داشت تا جائی كه توانستند یك مقدار از تنگه را هم بگیرند و ما هم از یك طرف نیرو كم داشتیم و واقعاً نیروهای‌مان تمام شده بود. نیروهای باقی‌مانده مجروح یا شهید شده بودند! یعنی ما نیرویی نداشتیم كه به این منطقه بیاید و سالم برگردد! یادم هست سردار نجاتی آمد به من گفت فلانی همه رفتند و ظاهراً شما هم در این قسمت واردتر هستی، بیا و این‌ها را تحویل بگیر! آن‌روز وقتی من رفتم پای قبضه دیدم هیچ قبضه‌ای نیرو ندارد. یعنی تمام نیروهای‌شان شهید یا مجروح شده بودند و به عقب برده بودند‌شان! یعنی من كه رفتم، قبضه خالی تحویل گرفتم! سردار گفت: این انبار و این مهمات تحویل شما! رفتم انبار دیدم روی تمام مهمات را آب گرفته و اصلاً وضعیت داغونی بود. تعدادی از بچه‌های لشكر امام حسین(ع) هم آمدند كه از این‌كه یك مقدار از تنگه رفته بود ناراحت بودند. این‌ها هم وارد عمل می‌شوند ولی به‌خاطر شدت آتش دشمن، زمین‌گیر شده و عده‌ای هم به شهادت می‌رسند.

عراق حدود یك هفته با تمام سلاح‌هایی كه در منطقه داشت، این‌طور آتشی به پا كرده بود. یعنی تا 25 بهمن وضع به همین منوال بود، اما نه تنها عراق نتوانست فردا ظهری كه صدام گفته بود ناهار را در بستان بخورد

من معتقدم چزابه از نظر میزان آتشی كه بر روی آن ریخته شده، جزء اولین‌هاست!

 


 

حضور صدام در عملیات تنگه چزابه خونین‌ترین صحنه نبرد را دربر داشت

در عملیات تنگه چزابه به منظور تصرف مجدد شهر بستان، صدام‌ شخصاً در منطقه حضور یافت كه خونین‌ترین صحنه نبرد در طول 8 سال دفاع مقدس در این منطقه به وقوع پیوست.عملیات طریق‌القدس در 8 آذر 1360 آغاز شد و پس از 7 روز نبرد شدید و وارد شدن تلفات، ضایعات پرسنلی و لجستیكی به دشمن و تأمین قسمت عمده هدف‌های پیش‌بینی شده از جمله آزاد‌سازی شهر بستان به پایان رسید.

در حین انجام عملیات طریق‌القدس نیروهای عراقی با انجام یك عقب‌نشینی حساب شده، منطقی و ماهرانه به جنوب نهر نیسان نقل مكان كردند و ضمن حفظ باقیمانده نیروهای خودشان، فرصت ادامه عملیات را از نیروهای ایران گرفتند ولی از دست دادن بستان آن هم 15 ماه پس از شروع تجاوز عراق به ایران برای نیروهای ارتش بعث عراق بسیار سخت و تحمل آن دشوار بود.

در همین زمان مأموریت اشغال و تأمین مجدد شهر بستان كه خصوصیات آن پیش از این در عملیات طریق‌القدس بیان شد و در همان عملیات نیز آزاد و به تصرف نیروهای خودی در آمد، به قرارگاه فرماندهی منطقه شیب عراق واگذار شد؛ لازم به ذكر است در تنگ چزابه 2 عملیات پدافندی و آفندی توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت.

در عملیات تنگه چزابه به منظور تصرف مجدد شهر بستان، صدام‌حسین رئیس جمهور عراق شخصاً در منطقه حضور یافت و هدایت عملیات را به عهده گرفت؛ بدین ترتیب از 17 بهمن سال 1360 تا روز 27 همان ماه یكی از خونین‌ترین و وحشتناك‌ترین صحنه‌های نبرد در طول 8 سال دفاع مقدس در این منطقه به وقوع پیوست.

سردار شهید ولی ا..چراغچی و شیرمرد چزابه شهید حسن علیمردانی كه عهده‌دار مسئولیت پدافند از تنگه چزابه و تپه‌های نبئه بودند با رشادت، دلاوری، ایثار و فداكاری غیر قابل وصفی در زیر باران شدید و شبانه‌روزی گلوله‌های توپخانه و یورش‌های نیروهای پیاده مكانیزه و زرهی ارتش عراق مقاومت و پایمردی كردند؛ نیروهای دشمن برخلاف تبلیغات گسترده فقط توانستند، نخستین خاكریز رزمندگان را تصرف كنند.

حضرت امام (ره) در جلسه‌ای خطاب به تعدادی از رزمندگان عملیات پدافندی چزابه كه به حضورشان شرفیاب شده بودند، فرمودند «شما در عملیات تنگ چزابه اعجاز آفریدید».

سرانجام پس از 10 روز نبرد بی‌امان، نیروهای عراق بدون دستاوردی قابل توجه، دست از حملات خود كشیدند و به عملیات پایان دادند.

كشته و زخمی شدن بیش از 2 هزار از افراد دشمن، به اسارت در آمدن 19 نفر رزمندگان، انهدام 11 دستگاه تانك و نفربر به همراه 7 عراده توپ و 7 دستگاه خودرو از دستاوردهای این عملیات بود.

 


 

((تنگه چزابه)) در جنوب كشور به یاد شهید علیمردانی نامگذاری شد . او فرمانده قسمتی از نیروهای بسیج مستقر در تنگه چزابه بود كه توانست با شجاعت و از خود گذشتگی وصف ناپذیری جلوی حمله سه لشگر نیروی زمینی عراق را بگیرد . امیر سپهبد شهید صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش- بعد از شكست عراق در جمع مستقر در تنگه در یك سخنرانی گفت : «‌دیگر كسی به این تنگه چزابه نگوید ، بلكه به یاد رشادت و شهادت شهید علی مردانی كه مردانه مقاومت كرد و در اینجا به شهادت رسید تنگه شهید علی مردانی بگویید

 


 

1. شرح عملیات طریق القدس:

عملیات در بامداد 8 آذر 1360 با رمز مقدس «یا حسین(ع)» به طور همزمان از چند محور از منطقه جنوب آغاز شد، در این نبرد كه طراح آن شهید حسن باقری بود و فرماندهی آن را سپاه بر عهده داشت، نیروها به استعداد 23 گردان از سپاه و 9 گردان از ارتش در مصاف با 60 گردان مجهّز دشمن، نبرد را از چند محور آغاز كردند و با عبور از منطقه رملی در شمال بستان دشمن را دور زده و بستان را فتح كردند و نیروها به همه اهداف از پیش تعیین شده رسیدند، طی این عملیات، منطقه ای به گسترة 650 كیلومتر مربع شامل شهر بستان، تنگه استراتژیك چزّابه 70 روستا و پنج پاسگاه مرزی آزاد شد.

شناسنامه عملیات:

• نام عملیات: طریق القدس (بستان)

• زمان اجرا: 8/9/1360

• مدت اجرا: 14 روز

• رمز عملیات: «یا حسین(ع)»

• تلفات دشمن:

انسانی(كشته، زخمی، اسیر): 4046 نفر

تسلیحاتی:

منهدم شده: 180 دستگاه تانك و نفربر زرهی، 200 دستگاه خودرو،® 13فروند هواپیما و 4 فروند چرخبال.

غنائم: 100دستگاه تانك، 150 دستگاه بولدوزر® و ماشینهای

مهندسی- رزمی، 19 قبضه توپ 152 میلیمتری دوربرد و 70 دستگاه نفربر و...

• یگان های عمل كننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی.

• اهداف عملیات: قطع ارتباط شمال به جنوب دشمن در خاك ایران با آزاد سازی شهر بستان و تنگه چزابه و رسیدن به نوار مرز بین المللی.

• برجستگی ها و ابتكارات عملیات:

1. با عزل بنی صدر و پس از انجام عملیات پیروزمندانه ثامن الأئمه(ع) هماهنگی و تركیب مقدس سپاه و ارتش بیشتر شد كه ثمر? این پیوند مقدس در عملیات طریق القدس آشكارتر شد

2. رعایت اصل غافلگیری در قالب حمله از منطقه رملی كه دشمن احتمالش را نمی داد (به پیشنهاد شهید حسن باقری) موجب غافلگیری دشمن و دور زدن او شد. و موفقیت نیروها باعث تجزیه قوای سپاه سوم و چهارم ارتش عراق شد.

3. پیروزی در عملیات طریق القدس زمینه را برای فتح مبین در «فتح المبین» فراهم كرد.

• فرماندهان نبرد: شهیدان حاج شیخ مصطفی ردّانی پور، حسین خرّازی و حسن باقری و سرداران فتح الله جعفری، مرتضی قربانی، رحیم صفوی، صیّاد شیرازی و غلامعلی رشید بودند. در ضمن در این عملیات عباس كردآبادی و احد فروغی نیز از فرماندهان سپاه به شهادت رسیدند.

 

2. شرح عملیات مولای متقیان(ع):

دشمن در جمع بندی اطلاعات حاصله خود، بویژه توسط ماهواره های آمریكایی، به این نتیجه رسیده بود كه ایران بزودی در منطقه «دزفول- شوش» عملیات بزرگی(فتح المبین) انجام خواهد داد، از این رو استحكامات و تمركز شدید نیرو را در شوش ایجاد كرد و میادین مین را وسعت داد. همچنین 10تیپ مستقل به همراه چند تیپ «جیش الشعبی» را به لشكر تقویت شده اش در منطقه افزود و برای پیش دستی در تاریخ 17بهمن ماه1360 حمله خود را با شدیدترین آتش توپخانه و بمبارانهای بی وقفه هوایی شروع كرد. این حمله عراق 13روز به درازا كشید و دشمن بی محابا مهمّات و تجهیزات خود را صرف نبرد در چزّابه كرد امّا با مقاومت سرسختانه نیروهای خودی و با انجام عملیات «مولای متّقیان(ع)» با رمز «یا علی ادركنی» به فرماندهی سردار حسن باقری در یكم اسفندماه 1360 كه با چهار گردان انجام شد، تلاش های دشمن عقیم ماند. این عملیات دو هفته به طول انجامید و خسارات قابل توجهی به یگانهای تقویت شده ارتش صدام وارد آمد، تنها ثمره حمله عراق به چزّابه این بود كه عملیات گسترده فتح المبین را یك ماه به تعویق انداخت.

شناسنامه عملیات:

• نام عملیات: مولای متّقیان(ع)

• زمان اجرا: 1/12/1360

• تلفات دشمن:

انسانی(كشته، زخمی و اسیر): 4600نفر

• محور عملیات: منطقه عملیاتی شوش دانیال- محور جنوبی جنگ.

• یگان های عمل كننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

• اهداف عملیات: دفع پاتك سنگین دشمن در منطقه چزّابه و توقف حمله و پیشروی آنها.

منبع : كتاب  سرزمین مقدس »، موسسه فرهنگی روایت سیره شهدا، ص156

 

 

 


 

یادمان شهدای چزابه در محل تنگه و در غرب جاده فكه – بستان قرار دارد، موقعیت جغرافیایی آن 31 47 30N,47 53 00E   می باشد. در سال 1379 ، هشت شهید گمنام در این منطقه به خاك سپرده شد و تا سال 1384 بنای خاصی در اطراف آن نبود تا این كه پس از مهار آب گرفتگی های این منطقه ، بنایی بر این شهیدان در این منطقه ساخته شد. در حال حاضر بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس در حال ساخت یك بنای جدید برای این شهیدان می باشد.

 

 


 

وارد كه می شوی، تا چشم كار می كند، نی است و نیزار. گاهی هم كه توی جاده تا بالای زانو آب بالا آمده است. همان كنار جاده، لای نیزارها مزار چند شهید گمنام توجه ها را به خود جلب می كند. آب گاهی روی مزارها هم می گیرد و بالا می آید. اینها فقط چند تا از آن هزار كبوتری اند كه هفدهم بهمن سال شصت، از لای همین نیزارها پرواز كرده اند. در بین تپه های رملی و میشداغ و هورالهویزه، تنگه ای هست كه غیر قابل عبور برای یگانهای رزمی است؛ به همین خاطر اسمش را گذاشته اند: چزابه.

وقتی بستان آزاد شد، باید از چزابه پاسداری می شد. دفاع از تنگه چزابه، یكی از سخت ترین عملیات های دوران دفاع مقدس بود. عراقی ها قصد داشتند از تنگه چزابه عبور كنند و دوباره بستان را اشغال كنند. رزمنده های ایرانی می خواستند با حفظ چزابه، بستان را هم حفظ كنند.

این تنگه یكی از پنج معبر اصلی هجوم ارتش عراق به خوزستان بود. در دو سوی تنگه، دو جادة نظامی قرار دارد. جاده ای در خاك ایران كه چزابه را به فكه متصل می كند و جاده دیگری كه در خاك عراق، كه چزابه را به عماره متصل می كند.فاصله ما با نیروهای عراقی در این منطقه، حدود یكصد متر بود و جنگ تن به تن تمام عیاری شروع شده بود. نیروی هوایی عراق هم به شدت منطقه را بمباران می كرد و گاهی در یك روز بیش از صد سورتی پرواز بالای سر رزمنده های ایرانی داشت.یك روز از اسفند سال شصت گذشته بود كه چهار گردان از سپاه در عملیاتی با نام امیرالمؤمنین(ع) از شمال تپه نبعه وارد عمل شدند و با كشتن چهارصد نفر از نیروهای دشمن، تنگه را گرفتند و به خط خودی كه دست دشمن بود، حمله كردند و عراقیها را تا خط قبلی خودشان عقب راندند و مشكل چزابه برای همیشه حل شد.

شهید غلامرضا مخبری. همین جا بود كه جلوی دوازده گردان كماندو عراق ایستاد و نگذاشت دشمن چزابه را بگیرد. در چزابه، در بین نیزارها، بیش از یازده خاكریز وجود دارد. در تفحص از خاكریزها، پیكرهای شهدا و اجساد عراقی را می یافتیم كه گواه از آن بود كه در این منطقه، جنگی تن به تن روی داده و این منطقه چندین بار دست به دست شده است. بچه ها گیر افتاده بودند و همة راه ها بسته شده بود. شهید ردانی پور، شروع می كند به روضه خواندن، روضة حضرت زهرا(س). بچه ها جان تازه می گیرند و راه ها باز می شود. خوب گوش كن شاید هنوز بشنوی...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : k .a
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ چطوره؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس ذکر روزهای هفته مهدویت امام زمان (عج)