تبلیغات
سوی دیار عاشقان - شهدای شرهانی2
 
سوی دیار عاشقان
شهدا شرمنده ایم که...
شنبه 7 فروردین 1395 :: نویسنده : k .a

حوادث دیگر شرهانی، شهادت چند نفر از نیروهای تفحص از یگان‌های مختلف در این حوزه است که محل شهادت آن‌ها مشخص و تابلوهایی با ذکر مقتل شهیدان نصب شده است. این شهدا عبارتند از: شهید سید امیر تشت زرین، شهید ابراهیم احمد پوری، شهید سید علی موسوی، شهید علیرضا غلامی، شهیدان صابری و شاهدی و محمود غلامی.


سید علی موسوی فرزند سید محمد در تاریخ ۱/۵/۱۳۳۴ در خانواده ای متدین و مذهبی و ســـــــاده و زحمتکش از سلاله رسول الله در شهر آباده طشک دیده بـــه جهان گشود . تـــا ششم ابتدایی در آباده طشک تحصیل نمود و پس از آن ترک تحصیل نمود و به همراهی و کمک پدر شتافت. پس از آنکه بــه سن اشتغال رسمی رسید و به استخدام نیروگاه اتمی بوشهر درآمد و در آنجا مشغول خدمت به میهن اسلامی گردید. پس از اشتغال در نیروگاه ازدواج نمود. بــا شروع جنگ تحمیلی نتوانست آرام بنشیند و زندگی روزمره خـــود را بگذارند. تدین و کفر ستیزی را از جدش امام حسین (ع) آموخته بود و فریاد حسین زمانش خمینی بــــت شکن او را به کمک می طلبید. لذا نتوانست شاهد تجاوز دشمن بعثی بـــه وطن اسلامی باشد . داوطلبانه بعنوان بسیجی عازم جبهه شد و دوبار به میادین نبرد حق علیه باطل رفت. در بار دوم در عملیات بزرگ فتح المبین در غرب شوش شرکت کرد و پس از نبردی دلاورانه با دشمن متجاوز در تاریخ ۲/۱/۱۳۶۱ به درجه والای شهادت نایل و روح بزرگش بـــا شهدای صدر اسلام و کربلا همنشین گردید. پیکر مطهرش پــــس از تشییع شکوهمند مردم قدرشناس آباده طشک در گلزار شهدای آباده طشک به خاک سپرده شد. آری بـــا شهادتش درس چگونه زیستن و چگونه مردن را به جوانان ایران زمین آموخت.

 

وصیت نامه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون

هرگز مپندارید کسانی را که در راه خدا کشته شده اند جزء مردگانند بلکه زندگانند و در نزد خدا روزی مــــی خورند.

اینجانب سید علی موسوی وصیتنامه خود را با نام الله یاری دهنده و پاسدار خون شهیدان آغاز می کنم.

من در تاریخ ۶/۱۲/۱۳۶۰ با یاری الله به جبهه جنگ حق بر علیه باطل ازام می شوم تا به بعثی های کافر بگویم که اگر در زمان واقعه کربلا نبودم که به یاری امام حسین} بشتابم، اکنون که در این جنگ حق بر علیه باطل برقرار شده است به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمانمان خمینی بــــت شکن لبیک گفته و جهت نبرد با کافران خدا نشناس به جبهه می روم تـــا خون پاک و ناقابلم را در راه اسلام و امام عزیزمان که همان راه اسلام و پیامبر گرامیمان است نثار کنم و درخت انقلاب را با خون سرخم آبیاری کنم و به جبهه مـی روم تا دینم را به خدای خود و اسلام و رهبر عزیزمان ادا کرده باشم.به جبهه حق علیه باطل می روم تـــا با خون سرخم این انقلاب را به رهبری امام خمینی(ره) تا پیروزی نهایی و تــــا انقلاب حضرت مهدی(عج) برسانیم

تقاضای من از ملت مسلمان و مبارز و شهید پرور ایران این است کــه وحدت کلمه را حفظ کنند و همیشه در صحنه باشند و امام عزیزمان را تنها نگذارند و فقط گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشند و با قاطعیت جــــلو توطئه ها را بگیرند

تقاضای دیگر من از ملت شریف ایران این است که از روحانیت متعهد و مبارز و مسئول پشتیبانـــی کنند و از روحانیت جدا نشوند چون این روحانیت متعهد به اسلام بودند که پیشرو این انقلاب بودند و هــمین روحانیت مبارز بودند که خون هفتاد هزار شهید قبل از انقلاب و چندین هزار شهید بعد از انقلاب را بــر دوش کشیدند و نمی گذارند که خون این شهیدان پایمال شود و با مشت محکم توی دماق کسانی بکوبید که می خواهند با توطئه و نقشه های خائنانه روحانیت مبارز را از صحنه کنار بزنند.

خدایا شهات در راه خودت را نصیبم گردان.خدایا شهادت مرا در راه اسلام و قرآن که خاری است در چــــشم دشمنان بپذیر.خدایا به امید ثانیه ای هستم که ــــــــ [کلمه نا معلوم] را که از محراب علی و شمشیر حسین  سر چشمه می گیرد در آغوش گیرم

چند کلمه ای با پدر و مادرم.ای پدر و مادر عزیزم اگر چه می دانم فرزندی را از دست داده اید ولـــی خدا را شکر کنید که این افتخار نصیب شما شده است که فرزندی را در آغوش گرمتان و دامن پاکتان بزرگ کـرده اید و در راه الله و اسلام هدیه کرده ایدو راهی جز راه الله و اسلام قدم بر نداشته است.پدر و مادرم تنها خواهشی کـه دارم این است که هیچ درباره ی من ناراحت نشوید و برای من گریه نکنید و من نمی خواهم کـــه دشمنان اسلام از ناراحتی شما خوشحالی کنند و لباس مشکی بر تن نکنید چون که شهید انتظار گریه و لـــــباس مشکی از شما ندارد و انتظار من از شما این است که در راه اسلام و انقلاب حرکت کنید و همیشه در صـــحنه باشید و گوش به فرمان امام عزیزمان خمینی بت شکن باشید و امام عزیزمان را تنها نگذارید.آیــا بهتر نیست راهی را که انسان باید آن را به مدت ۶۰ الی ۷۰ سال بپیماید آن راه را در مدت ۲۵ الی ۳۰ سالگی طــی کند تا به گناه و معصیت کمتر آلوده شود؟ به امید پیروزی اسلام و مسلمین و پیروزی لشکریان اسلام و نابودی لشکریان کفر و طول عمر…(متأسفانه خط وصیتنامه خوب چاپ نشده است. انشاالله اصلاح می گردد).



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : k .a
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ چطوره؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس ذکر روزهای هفته مهدویت امام زمان (عج)