تبلیغات
سوی دیار عاشقان - شهدای دهلران3
 
سوی دیار عاشقان
شهدا شرمنده ایم که...
جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : k .a
شهدای دهلران

شهید نعمت اله ملکی :

درسال 1340در دامان خانواده ای متدین دروستای بیشه درا زاز توابع شهرستان دهلران چشم به جهان گشود دوران ابتدایی را در امانروستا پشت سر گذاشت و بدلیل مشکلات فراوان و محرومیت منطقه و برای امرار معاش خانواده باپدر ومادر به کارو تلاش پرداخت

با آغا زجنگ تحمیلی عازم خدمت سربازی شد و به صف سربازان نیروی هوایی پیوست پس از اتمام خدمت از آنجاییکه عشق و علاقه فراوانی به امام (ره)و آرمانهای اتقلاب اسلامی داشت داوطلبانه عازم جبهه شد وسرانجام درعملیات والفجر 3 در کربلای مهران درمورخه  12/5/62 به شهادت رسید

فرازی از وصیتنامه :

خدایا بخاطر تو واسلام تو و فرآن تو به هرکجای دنیا برای مبارزه سفرخواهم کرد خدایا به خاطر رسیدن به عشق تو از همه چیز خود حتی از جان خود گذشته و سراسیمه به سوی تو می آیم امیدوارم قبول کنی

 

شهید عبدالله سرخی :

در سال 1342 در خانواده ای مستضعف و مذهبی در دهلران به دنیا آمد دوران کودکی را کانون گرم خانواده توأم با تعلیم و تربیت سپری نمود پس ازاخذ ذدیپلم در کنکور سراسری در رشته دبیری علوم تجربی پذیرفته و وارد مرکز تربیت معلم همدان گردید

او در اولین اعزام خود بمدت 3 ماه به سرپل زهاب رفته و در دومین اعزام که راهی جبهه گردیددر ارتفاعات قلاویزان در مورخه 14/6/65 به شهادت رسید

 

 

شهید کریم حاتمی:

در سال 1342 دردامان خانوداه ای متدین و بی الایش در شهر دهلران به دنیا آمد پدر و مادرش به او امید بسته بودند تا در آینده یارومددکارشان وبرای جامعه انسانی کوشا ولایق باشدآگاهی او به حدی بود که در آنروزگار مشکلات زندگی و جامعه را حس می کرد وبه یاری خانواده میشتافت .براین عقیده بود که ارزش فرزند به این است که : پدر رومادر از او راضی باشند. همیشه می گفت :پدر و مادرم در بزرگ کردن من سختی ها و مرارتهای فراوان متحمل شده اند .در پیروزی انقلاب اسلامی ا زجمله جوانان پرشوری بود که در صحنه ها حضور می یافت وبا پیروزی انقلاب مسئولیت کتابخانه مسجد جامع دهلران را برای مدتی به عهده گرفت .بعد از آن درکمیته فرهنگی جهادسازندگی شهرستان خدمت نمود.سپس به سپاه پاسداران رفت وبا شروع جنگ تحمیلی با دیگر همرزمانش برای دفاع از ایران اسلامی اسلحه به دوش گرفت و سرانجام در مورخه 10/7/59 در دهلران به خیل شهدا پیوست .

 

شهید جهانبخش عبدی :

 در سال 1346 در خانواده ای مذهبی در روستای خربزان از توابع بخش زرین آباد دیده به جهان گشود ودرطی سالیانی که در کنارخانواده زندگی میکرد همراه با پدر خویش به شغل کشاورزی مشغول بود . ایشان در سن 18 سالگی جهت انجام خدمت سربازی به میدانهای رزم شتافت وپس از شرکت درعملیاتهای متعددی سرانجام در منطقه عملیاتی ابوقریب از توابع شهرستان دهلران در مورخه 26/3/66 براثر اصابت ترکش خمپاره به محفل شهیدان پیوست

 

شهید سد نجم موسوی :

در سال 1347 درروستای شیخ سعد عراق چشم به جهان گشود ودر دامان خانواده ای مذهبی پرورش یافت وی در همان دوران کودکی فردی مهربان و مودب بود وبه همه احترام می گذاشت وی تا سال دوم راهنمایی ه بادام هتحصیل مشغول بود در یال 59 به علت ایرانی بودن از عراق خارج شد وبه موطن خویش برگشتند با شروع دوران جنگ شوروشوق فراوانی برای رفتن به جبهه ها رفت اما بعلت کمی سن از ایشان ممانتعت می شد تا اینکه د رسال 63 به عضویت بسیج در آمد ورهسپار جبهه های نبرد گردید در عملیاتهای مختلفی شرکت داشت وچند بار نیز مجروح شد که پس از بهبودی دوباره اعزام میدان جهاد شد ویدر سال 64 از طرف لشکر 9 بدر به جبهه های عملیاتی غرب کشور اعزام شدتا از مرزهای میهن اسلامیمان پاسداری کند در کورخه 2/2/66 ازدواج نمود وپس از مدت کوتاهی دوباره به محل خدمت خویش در کردستان شتافت تا اینکه سرانجام در تاریخ 27/2/66 در حین گشت زنی در کوههای مریوان با کمین نیروهای ضد انقلاب مواجه شد و به همراه همرزمان خود به نشان بلند شهادت نایل گردید .

شهید حمید بالوی زاده :

در سال 64 در شهرستان دهلران پا به عرصه حیاط گذاشت دردامان خانواده ای متدین پرورش یافت وی در 17 سالگی عازم جبهه های جهادشد همان ابتدا در منطقه عملیاتی کردستان مجروح شد پس از بهبودب دوباره به میدان کارزار بازگشت تا اینکه در منطقه عملیاتی مهران در تاریخ 6/12/66 در سن 20سالگی به شهادت رسید

فرازی از وصیت نامه : ای ملت عزیز: شما رابه خدا قسم که از راه امام خارج نشوید و پیرو خط امام باشید و ادامه دهنده راه شهدا باشید تا بتوانید سربلند و پیروز در این دنیا ودر آخرت روسفید باشید

 

 

شهید جاسم مهدوی:

 در سال 1338 در یکی از شهرهای عراق دیده به جهان گشود در سال 58 به عضویت مجاهدین اسلام درآمد و به پاسداری از اسلام  و حریم اسلامی ایران پرداخت .وی در چندین عملیات مهم شر کت داشت ویک بار نیز مجروح شده بود تا اینکه در مورخه 10/8/61 در اولین شب عملیات پیروزمندانه محرم با روحی پاک قلبی سرشار از عشق به امام (ره) در اثر اصابت گلوله دشمن بعثی در منطقه بیات به فیض شهادت نایل شد

فرازی از وصیت نامه : برادران ودوستان  چه لحظه ای شیرینتر از آن است که انسان درس جهاد و شهادت را در مدرسه ایلام بیاموزد چه مدرسه زیبا و بزرگ است  که معلمان اول آن رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) وشاگردانش مومنان مخلص و مجاهدان را ه خدا هستند؟

 

 

شهید وهاب هیوری

 در سال 1343درشهرشیخ سعداز توابع شهرالعماره عراق متولدشددر کانون خانواده ای مذهبی و مستضعف  زندگی می کردبعدها توسط رژیم بعثی عراق تبعید و به ایران مهاجرت کرد.ودر شهرستان دهلران سکنی گزید.طی سالهای اقامتش در ایران با حزب دعوه همکاری داشت بمدت 18 ماه نیز در کمیته امداد امام خمینی (ره) نیز خدمت نمود با ؛از دوران جنگ با عشق زایدالوصفی که به امام و انقلاب اسلامی داشترهسپار میدان جنگ شدوهمپای همسنگران رشید خودبه نبرد علیه شیطان صفتان بعثی پرداخت.سرانجام در تاریخ 11/3/61 در جبهه طلائیه براثر اصابت ترکش خمپاره به صف کربلائیان پیوست.

 

 

شهید احمد فاضلی :

در یال 1331در روستای خربزان از توابع بخش زرین آباد شهرستان دهلران چشمبه جهان گشود در دامان خانواده ای مذهبی پرورش یافت وی تحصیلات ابتدایی خود را درزادگاهش پشت سرنهاد ولی بعلت شرایط نامساعد دزندگی و مشکلات عدیده قادر به ادامه تحصیل نبود وبه همراه پدر به شغل کشاورزی و دامپروری مشغول شد شهید از نظر حسن خلق خصوصیات بارزی داشت و به مسائل دینی التزام  کامل داشت . باشروع جنگ تحمیلی برحسب احساس وظیفه وعشق به امام  خمینی در پشت جبهه ها به خدمت صادقانه پرداخت در سال 65 به جبهه مهران اعزام شد تا اینکه در سپیده دم 23/8/62 همچون یاران صدیق امام حسین (ع) در کربلای قلاویزان مهران بر اثر ترکش خمپاره دشمن به درجه رفیع شهادت نائل امد.

 

 

شهید غلام غلامی

در سال 1349 در شهر مرزی و مقاوم دهلران دیده به جهانگشود در خانواده ای مذهبی و متدین پرورش یافت وی تحصیلات ابتدایی خود را درزادگاهش آغاز نمودودر حالیکه بیشتر از 3 سال را درحریم مقدس علم  ودانش نگذرانده بود ناگهان دشمن بعثی دست تجاوز خود را به سوی مرزهای ایران اسلامی دراز کردهمین باعث شد که خانواده شهید بهمراه سایر شهروندان دهلرانی ازمال وسرزمین خویش بگذرند وبه شهرهای مجاور پناهنده شوندوی در آبدانان علیرغم مشکلات مالی و سختیهای زندگی تحصیلات خود را ادامه داد وی که از مشاهده تجاوز به مرزهای ایران اسلامی در رنج بود با شورو عشق به امام و انقلاب در تاریخ 12/11/66 راهی معرکه خون و شهادت شددر جبهه مهران بارشادت و فداکاری در مقابل دشمن جنگید وبعداز 3ماه دوباره به آغوش خانواده بازگشت تا تحصیلات خود را ادامه دهد ولی گویی جذبه در میدان جهاد او را به سوی خود میکشاندشهید به مدت 3 ماه دیگر عازم جبهه شد ودوباره به سنگر علم و دانش برگشت.

شهید درسال 1369موفق به اخذ دیپلم گردید در همان سال که مقارن با بازسازی شهر دهلران بود عازم خدمت مقدس سربازی شدودر منطقه عملیاتی مهران مشغول خدمت سربازی شد تا اینکه سرانجام در تاریخ 25/12/69 در همین منطقه به آرزوی دیرینه خود که همانا وصال معشوق بود رسید.

 

شهید شاولی میرزایی:

در سال 1342 در شهر دهلران دیده به جهان گشود وی دوران نوجوانی وبلوغ خود را درشهروگاهی درعشایر اطراف دهلران سپری می نمود.علیرغم مشکلات فراوان توانست خواندن و نوشتن را بیاموزداوچهره ای بسیار بشاش وباوقار داشت ودر خوش خلقی زبانزد عام و خاص بود باشروع جنگ تحمیلی برحسب احساس وظیفه وعشق به امام  خمینی به مناطق عملیاتی شتافته ودوران سربازی خود رادرارتش سپری نمود بعد از آن بلافاصلهجهت مبارزه بارژیم بعثی درکسوت پاسداری به مبارزات خود ادامه داداو درعملیاتهای متعددی شرکت نموده و رشادتهای بسیاری از خود نشان داد.سرانجام در عملیات نصر4 که درمنطقه ماووت کردستان  آغاز گردید فعالیت نمود ودرپاتک دشمن تا اخرین لحظه با پرتاب نارنجک در حالی که در سنگر خودد مستقربودجانانه مقاومت نمود.سرانجام در مورخه 3/4/66  به درجه رفیع شهادت رسید

شایان ذکر است که وی قبل از اعزام ازدواج نمود ولی آن ازدواج باعث نشد که از رزم با خصم دون باز بماند.

 

 

شهید منتظر هیوری:

در سال 1344 در شهر کوت عراق در یک خانواده مذهبی و متدین وعاشق اهل البیت (ع) دیده به جهان گشود با توجه به اینکه مرحوم پدرش مداح و شتعر اهل البیت (ع9 بوده همواره تحت تأثیر حرکت عظیم کربلا قرار گرفته بود.اودر ایامکودکی بسیار متدین و مقید بودایشان یک معلم قرآن خوب ویکی از برگزار کنندگان کلاسهای قرآن در مساجدبود و همواره شب زنده داری میکردشهید هیوری در سن پانزده سالگی کمک به فقرا را شروع کرد که با جمع مردن پول لوازم التحریر برای نیازمندان تهیه می کرد . او درفعالیتهای ورزشی سرآمد بود و همواره در تشکیل  تیمهای فوتبال همت می گماشت و از اینرهگذر اعضای تیم را برای رفتن به جبهه تشویق می نمود که نام 8 نفر از اعضای تیم خیبر که در تیم ایشان بودندبه چشم می خورد در یکی از عکسهای وی تمثال مبارک سه شهید به چشم می خورد که براساس همان ترتیب عکس مزار وی و دو نفر دیگر از همبازیهایش در کنار هم قرار گرفت او در عملیاتهای متعددی شرکت نموده و آماده شهادت بود تا اینکه دریکی از روزها قبل از اعزام به منطقه عملیاتیاز دوستان و فامیل و اقوام حلالیت می طلبد و می گوید:در این عملیات شهید خواهد شد لذا در عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران شرکت کرد وپس از مجروحیت از ناحیه پا باز هم با چفیه پای خود را می بندد ودر عملیات مجددا وارد عمل می شود و تارسیدن به قله منطقه عملیاتی مورد نظر در حالیکهیک آرپی جی 7 در دست داشت با به هلاکت رساندن وبه اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای بعثی در صبح روز عملیات براثر اصابت ترکش به پیشانی مبارکش در مورخه 10/6/65 به درجه رفیع شهادت نایل گردید وپیکر مطهرش در گلزار شهدای قم به خاک سپرده شد

 

 

شهید دانیال لیاقتمند :

در اردیبهشت ماه سال 1342 در شهر بغداد درخانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود

از بدو کودکی طبعی مهربان داشت وبه همین دلیل در بین دوستان محبوبیت خاصی داشت

سرانجام در تاریخ 13/7/59 همراه نیروهای مردمی در منطقه دامداریشماره 8 موسیان هنگامی که نیروهای عراقی یورش آوردند ایشان که آر پی جی همراه داشت در همانجا مستقر و مقاومت نمودوپس از چند ساعت مقاومت سرانجام توسط نیروهاب بعثی محاصره و به دلیل مقاومت بیش از حد اورا شهید  سپس سر از تن وی جدا  کردند ضمنا پیکر مطهر آن شهید بزرگوار پس از آزادی منطقه دامداری در تاریخ 23/2/63 شناسایی و در گلزار شهدای امامزاده اکبر (س) دهلران به خاک سپرده شد

 

 

شهید علی حق مرادی :

در سال 1346 در بخش موسیان از توابع شهرستان دهلران دیده به جهان گشود پایه ابتدایی را در شهر موسیان پشت سر گذاشت باشروع جنگ تحمیلی همراه خانواده خود به روستای مورموری مهاجرت نمودیار و یاور رزمندگان اسلام در پشت جبهه بوددر سال 66 به دلیل عشق و علاقه زیاد وی به شرکت در دفاع از حریم مقدس جمهوری اسلامی کلاس درس سوم دبیرستان را نا تمام گذاشت وراهی جبهه مهران شد

سرانجام در تاریخ 5/12/66  به شرف شهادت نایل شد

 

                                                                                                             


شهیدجحت درویشی

شهیدجحت درویشی:

درسال 1359در شهر مرزی موسیان از توابع شهرستان دهلران به دنیا آمد سال تولد با آغاز جنگ تحمیلی مواجه شد .جنگ و آوارگی خانواده او را راهی شهرهای مجاور نمودتا سرانجام در شهرک دانیال در کنار دانیال نبی سکنی گزیدند.در طول سالهای کودکی عشق وابمانی عجیب در وجودش جوانه زد.بطوریکه تازه وارد کلاس اول شده بود ،خانواده اش برای زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)  عازم شدند .اودر زیر صندلی مادر ،خود را پنهان کرده بود ،تااینکه در خرم آباد مادرش متوجه حضور اودر ماشین می شود .پس ا زآن رو به پدروماردکردوگفت :تت خود مشهد مقدس در بوفه سرپا می استم .موقع برگشتن از او خبری نبود تااینکه فهمیدند در گوشه ای در حال راز ونیاز است.یک روز با گچ سفیدی روی دیوار نوشته بود : شهید حجت درویشی. ویک روز هم موقع برگشتن از مدرسه وسط کوچه دراز کشیده بود و روبه مادرش گفت : ماردمن یک روز اینطور شهید می شوم .مادرش به او گفت : الانکه دیگر جنگی نیست که تو شهید بشوی.

*بعداز ظهر بود که دوست وهمکلاسی اش علی رهنورد.بسراغش امدوبه اوگفت بیا برویم سر مزار شهدا فاتحه ای بخوانیم بعد هم میان سبزه ها چرخی بزنیم .کمی هم درس بخوانیم .آنها فردای آنروز امتحان علوم داشتند.ساعت حدود 4 بعد از ظهر صدای انفجار مهیبی بگوش رسید . انجار معیبی که به تن شهر لرزه برانداخت.و مردم را سراسیمه نمود وبدین گونه پس از مدتی خبر آوردند که دوجوان به شهادت رسیده اندآری حجت درویشی به همراه دوستش علی رهنورد در مورخه 2/11/73 معصومان درکنار هم به شهادت رسیدند و شکوفه های وجودشان در ازدحام ترکشها پر پر شد

شهید ملك علی دارایی :

در سال 1324 در حومه شهر دهلرا ن دیده به جهان گشود .در ین خانواده ای پاك  و متدین پرورش یافت از همان كودكی نسبت به مسائل شرعی و دینی خود پایبند بود وپدرش را در كارهای كشاورزی و دامداری یاری می داد بعد از مدتی پدر دلسوزش را از دست داد و مسئولیت اودر خانواده سنگین تر شد .در شرایط سخت زندگی . ظلم و ستم حاكم وقت به ناچا رخانواده را به شهر العماره عراق مهاجرت داد . تا بتواند زندگی خانواده را بهتر بچرخاند . پس از چندی متأهل شد ولی خیلی زود در سال 43 بعلت اصلیت ایرانی بودن و مذهب شریف شیعه داشتن از كشور عراق تبعید و دوباره به كشور ایران بازگشت در زمان اوج گیری قیام مردم بر علیه حكومت مستبد پهلوی وی همراه با سایر مردم آگاه شهرش در راه پیمایی ها شرك داشت باشروع جنگ و تجاوز عراق به مرزهای پاك ایران اسلامی وی مجبور شد همانند سایر مردم شهر مهاجرت كند و بهمین خاطر ابتدا خانواده را در شهر آبدانان از توابع استان ایلام پناه داد وخود راهی میدان جهاد شد در چند عملیات مهم از جمله فتح المبین شركت داشت او پس از چندی در دهلران مسئولیت پدافند هوایی را عهده دار شد كه در زمان مسئولیت وی شجاعتهای زیادی از خود شان داده بود اماپس ار مدتی جهت شركت در عملیات والفجر 5 به منطقه چنگوله اعزام شد و سرانجام در تاریخ 27/11/62 به جمع شهدا پیوست .

 

شهید جبارنادعلی پو ر:

در سال 1327 در خانواده ای مستضعف و متدین در یكی از روستاهای دهلران چشم به دنیا گشود هنوز هفت بهار از عمرش سپرس نشده بود كه پدر را از دست دادو بعدآن ازنعمت مادر نیز محروم شد او تنها پسر خانواده بود كه با رنج وسختی در كنار عمویش بزرگ شد . تعهد ایمان و تواضع او در میان اقوام و دوستانش زبانزد بود به اجرای احكام اسلام عشق می ورزید بطوریكه در تاریخ 28/9/59 هنگام شكستگی دستش در دفتر یادداشت خود این عبارت را نوشته بود . : 27 روز نماز قضا بدهكار هستم كه عبارت است از 629 ركعت .

بارها نسبت به پرداخت سهم امام و خمس و زكات چه از قبل ا زانقلاب و چه ا زبعد از انقلاب همیشه پیش قدم بود و آخرین باردر تاریخ  26/5/62 مبلغ 70000ریال بابت سهم امام خود را به نماینده امام پرداخت و رسید دریافت نمود.او با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه به سوی جبهه ها شتافت وپس از چند سال خدمت داوطلبانه در گردانهای لشكر 11 امیر المومنین (ع) از جمله گردان 505 محرم سرانجام در تاریخ 2/12/62 درعملیات والفجر 5 با رویشی نیلوفرانه نگاهش را به كرانه های آبی عشق و شهادت دوخت .

 

 پایان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 فروردین 1395 12:58 ب.ظ
خیلییییی خوب بود
k .aممنون عزیزم نر لطفتونه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : k .a
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ چطوره؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس ذکر روزهای هفته مهدویت امام زمان (عج)